X
تبلیغات
اصطلاحات سیاسی

 

 

 

 

 

  RSS  

 
 
 
   
اصطلاحات سیاسی
   

 

 

 

دوشنبه هفتم اسفند 1391

 
 

آرمان شهر، مدینۀ فاضله، ناکجا آباد، یوتوپیا Utopia

جامعۀ کمال مطلوب که از کتابی به همین نام، نوشتۀ دانشمند انگلیسی، توماس مور «1535 – 1478» گرفته شده است. سرتوماس مور در این کتاب، کشوری خیالی را که در آن عدالت و مساوات بر قرار است توصیف کرده است. از نظر ابونصر فارابی «339 – 260 ق.»، مدینۀ فاضله شهری است که مقصود از اجتماع در آن، تعاون بر اموری باشد که مردم از طریق آن به خوشبختی واصل می گردند، و اجتماعی که برای وصول به سعادت هم کاری کند، اجتماع خوشبخت است. از نظر شیعه، دولت امام زمان علیه السلام مدینۀ فاضله به شمار می آید؛ هر چند بهشت، یوتوپیای همۀ مؤمنان به خداوند است.

آلترناتیو، گزینه، راه «دیگر» Alternative

آن چه به عنوان یکی از دو یا چند چیز، انتخاب یا رد شود؛ چنان که با انتخاب یکی، دیگری یا دیگران ناگزیر کنار گذشاشته شود. به این ترتیب، دو یا چند چیز را که باید از بین آن ها یکی انتخاب گردد، آلترناتیوهای یکدیگر گویند.

آنارشیسم، بی دولتی Anarchism

آنارشیسم از واژۀ یونانی «آنارشیا» گرفته شده و به معنی بی سروری و فقدان رهبری و حکومت است. مخالفان این واژه آن را هرج و مرج طلبی نامیده اند. به موجب این مکتب، انسان ذاتاً دارای غریزۀ اجتماعی است و اگر به حال خود گذشته شود، راه زندگی جمعی را در پیش می گیرد. آنارشیسم به اصالت فرد و حفظ آزادی های فردی اهمیت می دهد و هر نوع حکومت را به عنوان این که وسیلۀ استثمار و خفقان مردم است رد می کند و با مالکیت خصوصی نیز مخالف است. آنارشیسم خواستار مبارزۀ اجتماعی بی واسطه و اعتصاب عمومی در مقیاس جهانی است تا با یک اقدام قهر آمیز، نظام سرمایه داری بر چیده شود و بدون استفاده از قوۀ قهریۀ، به جای آن سوسیالیسم مستقر گردد. 

اپوزیسیون، جناح مخالف، مخالفان سیاسی Opposition

1. مجموعه افراد و سازمان های سیاسی مخالف دولت مستقر؛ 2. موضع گیری در مقابل نظریات و رفتار یکدیگر و نیز ایجاد مانع در مقابل هر عملی را اپوزیسیون گویند.

ارادۀ عمومی، خواست همگانی General will

واژه ای که روسو برای تمییز ارادۀ عامه «اراده جامعه از جنبۀ سیاسی» از ارادۀ اکثریت، فرد، چند نفر و یا یک طبقه، به کار برد. به نظر ژان ژاک روسو، برای این که دولت خصیصۀ اساسی خود؛ یعنی خصیصۀ اخلاقی را حفظ نماید، باید متکی بر اراده عموم؛ یعنی بر رضایت افرادی باشد که بر آن ها حکومت می کند. ارادۀ عموم، غیر قابل تقسیم، غیر قابل انتقال، مطلق و خطا ناپذیر است.

ارتجاع، واپسگرایی Reactionism Reactionaryism

دفاع از نظام کهنه و فرسوده و رو به زوال و مخالفت با پیشرفت و ترقی اجتماعی و نو آوری. هم چنین آیینی در تفکر که گرایش به گذشته دارد و خواستار احیای آن است. 

استبداد آسیایی Asiatic Despotism

این واژه، مترادف با واژۀ استبداد شرقی است و برای اشاره به اشکال گوناگون خود کامگی، دیکتاتوری و حکومت استبدادی در آسیا «از حملۀ مغول به بعد» به کار رفته است.

استثمار، بهره کشی Exploitation

رایگان به دست آوردن رایگان حاصل کار یک فرد، توسط فرد دیگر، مثل: بهره کشی برده دار از برده، فئودال از دهقان و سرمایه دار از کارگر.

استراتژی، راهبرد Stategy

در اصطلاح نظامی به هنر طراحی و آرایش نظامی در تمام مراحل جنگ اطلاق یم گردد که معمولاً توسط فرماندهان عالی رتبه و ستاد ارتش طرح ریزی می شود. در امور سیاسی به تعیین خط مشی کلی یک کشور یا سازمان یا حزب، که برنامه مراحل بلندمدت آن را مشخص می کند، اطلاق می شود.

اکثریت مطلق Absolute Majority

اکثریتی که حداقل آن عبارت است از نصف به علاوۀ یک مجموع آرای رأی دهندگان.

اکثریت نسبی Relative Majority

اکثریتی که شرط احراز آن، داشتن تعداد بیشتری رأی است. اکثریت نسبی ممکن است از نصف به علاوه یک «1 + 50 » کمتر یا بیشتر باشد. در روش اکثریت نسبی، کرسی های پارلمان به نسبت بین احزاب سیاسی تقسیم می شوند. این روش از جمله در کشورهای ایتالیا و آلمان متداول است. مزیت اساسی روش مذکور در انتخابات این است که از استبداد احتمالی اکثریت مطلق می کاهد، زیرا حذف و رد آرای اقلیت ها، لازمۀ روش اکثریت مطلق است. 

امنیت جمعی Collective security

نظام امنیت بین المللی که در آن تعدادی از کشورها توسط پیمان های مختلف با هم همکاری می کنند تا در صورت مورد تجاوز قرار گرفتن یا تهدید وضع موجود، واکنش مشترکی در برابر عامل تجاوز یا تهدید نشان دهند.

امنیت ملی National security

مصونیت نسبی یا مطلق یک کشور از حملۀ مسلحانه یا خراب کارانۀ سیاسی یا اقتصادی احتمالی، همراه با وارد کردن ضربۀ کاری و مرگ بار در صورت مورد حمله قرار گرفتن. امنیت ملی بیان گر تمام مقاصد دفاعی کشور است. روحیۀ نیروهای نظامی، تعداد و هوشمندی دانشمندان، تکنولوژی، ویژگی های رهبران و شخصیت های سیاسی و نظامی، موقعیت ژئوپولیتیکی و قدرت اقتصادی کشور، از جمله عوامل مؤثر در امنیت ملی است.

اولتیماتوم، اتمام حجت Ultimatum

سندی که دولتی به دولت دیگر تسلیم می کند و در آن، حداقل امتیازاتی که دولت تسلیم کننده از طرف می خواهد و نیز حداکثر امتیازاتی که می تواند به طرف بدهد منعکس می شود. در اولتیماتوم، مدت کوتاهی برای جواب گویی به طرف داده می شود و در آن یاد آوری می شود که پاسخ باید روشن و قاطع و متضمن حل مسائل موجود به نحو احسن باشد. این سند، خالی از تعارفات سیاسی است.

بایکوت، تحریم Boycott

1. منع یا تحریم داد و ستد 2. قطع رابطه با یک فرد، سازمان و یا دولت.

بورژوازی Bourgeoisie

این کلمه در مورد طبقۀ سرمایه دار به کار می رود که مالک وسائل اساسی تولید است و از استثمار کار دیگران زندگی می کند. سابقاً بورژوا – مشتق از کلمۀ «بورگ» به معنی شهر – به شهر نشین مرفه اطلاق می شد. بورژوازی بر حسب این که سرمایۀ خود را در کدام رشته به کار اندازد، به بورژوازی صنعتی، تجاری، مالی و روستایی تقسیم می شود.

پاتریمونیالیسم، سلطۀ موروثی Patrmonialism

شکلی از حاکمیت سیاسی سنت یا نظامی که در آن حکومت به مثابه ملک شخصی فرمان رواست. در این نظام، خاندان پادشاهی، قدرت مطلقه را از طریق دستگاه دیوانی مزدوران خارجی تأمین می شوند. به نظر ماکس وبر، نظامی های پاتریمونیال به علت گرایش های سنتی گروه حاکم، نتیجه ای جز عقب ماندگی اقتصادی جامعه در بر ندارد.

پست مدرنیسم، فرانوگرایی Post – Modernism

این واژه را ظاهراً برای اولین بار یک نقاش انگلیسی به نام جان چاپمن در اواخر قرن 19 و در توصیف نوعی نقاشی به کار برد که نوترو پیشتازتر از نقاشی آن زمان بود. سپس در سال 1917 توسط رودولف پانوتیرز، در کتاب «بحران فرهنگ اروچایی» و در توصیف نیهیلیسم و سقوط ارزش های فرهنگی اروپا به کار رفت. پس نوگرایان، فلسفۀ خود را بر شالودۀ خردگرایی و روشن گرای نهاده اند. روشن گران با تأکید بر مفاهیمی مثل عقل و تجارب مستقیم، نه تنها برای باز کردن راه ترقی کوشش کردند، بلکه در قلمرو سیاست نیز با اتکا به حکومت قانون، به دفاع از حقوق طبیعی بشر پرداختند. پس نوگرایان با کلیت بخشیدن به هر نوع عملی که بر اساس عقل استوار است مخالفند. به عکس ایدئولوژی های مدرن که در فکر پایان دادن به سرگشتگی بشرند، در ایدئولوژی های پست مدرن، این سرگشتگی اجتناب ناپذیر و آینده نیز محصول حوادث غیر منتظره است. در حوزۀ عمل سیاسی، اینان عقیده دارند که مبارزۀ طبقۀ کارگر رو به خاموشی نهاده و در جوامع پیشرفتۀ صنعتی در دل منافع نظام سرمایه داری مستحیل شده و اصولاً خواسته ها و مبارزات فراطبقاتی، مثل زیست محیط گرایی یا نهضت حفاظت از محیط زیست و دفاع از حقوق هم جنس گرایان جایگزین آن شده است. به نظر دانیل بل، جامعه شناس آمریکایی، دورۀ پست مدرنیسم، دورۀ ضد هنجارهی بورژوایی و نفی هویت اجتماعی، فردگرایی افراطی، عصر لذت جویی های آنی و کور و عصیان علیه فرهنگ نوگرایی «مدرنیته»، سیاست دموکراتیک و اقتصاد سرمایه داری و ارزش های مذهبی است. 

تراز پرداخت ها، موازنۀ پرداخت ها Balance of Payments

حساب مجموع علمیات پرداخت ها و دریافت های یک کشور در نتیجه داد و ستد بین المللی در دوره ای معیّن.

توازن ترس، موازنۀ وحشت Balance of Terror

توازن نیروی اتمی بین دو یا چند کشور، به گونه ای که هیچ یک از آن ها نتوانند ضمن حملۀ اتمی، اقدام به وارد ساختن ضربۀ اول کنند؛ بدون این که از عواقب ناشی از ضربۀ متقابل در امان بمانند. در نتیجه از یک سو هیچ یک از کشورها توانایی وارد کردن ضربۀ اول را ندارند و از سوی دیگر، بقیه نیز قادر به وارد کردن ضربۀ دوم هستند. منشأ اصطلاح موازنۀ وحشت این سخن چرچیل است: «ای بسا امنیت که فرزند برومند وحشت خواهد بود».

توازن قوا Balance of Power

عنوان نظریه ای در روابط بین المللی که به موجب آن، باید چنان موازنه ای بین قدرت دولت ها برقرار باشد که مانع چیرگی یکی یا گروهی از آن ها بر سایرین شود تا در نتیجه، صلح محفوظ بماند. هدف طرفداران خلع سلاح را می توان تعمیم این سیاست در سراسر جهان متمدن دانست، به گونه ای که هیچ دولت قادر نباشد دولت دیگر را مورد تهدید قرار دهد، یا بر آن چیره شود.

توتالیتاریسم، استبداد همه گیر، حکومت تک حزبی خود کامه Totalitarianism

1. شیوۀ ادارۀ بسیار خشن و خود کامه ای که حاکمیت گروهی محدود را ضمن محو هر گونه دموکراسی و آزادی و دست زدن به خون ریزی و ترور، مجاز می شمارد.
2. نظارت دولت بر کلیۀ شئون زندگی اجتماعی و انحصار قدرت سیاسی در دست یک حزب حاکم و حذف کلیۀ اشکال دموکراتیک جامعه و توسل به ترور برای سرکوب هر گونه مخالفت.
این واژه توسط موسولینی ابداع شد و طبق تعریف او، نظامی است که در آن همه چیز به خاطر دولت وجود دارد و هیچ چیز خارج از دولت و علیه دولت نیست.

حکومت دینی، تئوکراسی، دین سالاری Theocracy

1. حکومتی که خداوند را فرمانروای عالی آن می شمارد و روحانیون را مجری اوامر الهی.
2. حکومتی که زمامداران اصلی آن را پیشوایان دینی تشکیل می هند. 3. نظریه ای سیاسی و دینی مبنی بر این که حکومت دینی درست است و قانون صحیح، همان قانونی است که توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و خداوند واضع آن است. با توجه به این نظریه، دین و سیاست از هم جدا نیستند و باید حدود و قوانین الهی دربارۀ مردم اجرا شود. 

حکومت متفذین، حکومت زر و زور Oligarchy

1. سیادت سیاسی و اقتصادی گروه های معدودی از ثروتمندان، استثمارگران و متنفذین.
2. نوعی حکومت که در آن گروهی اندک به سود خویش فرمانروایی اکثریت مردم باشند.

جامعۀ مدنی Civil Society

واژه رایج در قرن 18 که بعد از معرفی و توضیح نظریۀ «قرار داد اجتماعی» وارد اندیشه سیاسی شد. جامعۀ مدنی دلالت بر وضعی از جامعه دارد که در آن انسان از حالت طبیعی «یعنی پیش از در آمدن در زیر قدرت حکومت و قانون» خارج شد و با دست کشیدن از آزادی های طبیعی، به دولت و قانون گردن نهاد. هگل «1831 – 1770» فیلسوف آلمانی، جامعه را به مدنی و سیاسی تقسیم می کرد و اولی را مرکّب از شهرها و گروه های گوناگون با حرفه های مختلف آن ها می دانست و از جامعۀ سیاسی، دولت و دستگاه اداری آن را در نظر داشت و آن را محصول تأثیر متقابل اجزای تشکیل دهندۀ جامعۀ مدنی می پنداشت.

چالش، به مبارزه طلبیدن، دعوت به مبارزه Challenge

رقیب یا حریف را به ستیز فراخواندن و برانگیختن او به آن که کاردانی و شایستگی خود را ثابت نماید.

چپ و راست Left and Right

این اصطلاح در زمان انقلاب کبیر فرانسه معمول شد. در مجلس ملی فرانسه، محافظه کارترین نمایندگان در منتهی الیه دست راست رئیس می نشستند و انقلابی ترین نمایندگان در منتهی الیه دست چپ وی جای داشتند و نمایندگان میانه رو در وسط می نشستند. این به خودی خود، بازتابی از محافظه کاری لیبرالیسم و رادیکالیسم بود.

خارومیانه Midd East

این واژه در مورد منطقه ای به کار می رود که تقریباً شامل ایران، ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین اشغالی، شبه جزیرۀ سینا، عربستان، امارات متحدۀ عربی، بحرین، عمان، قطر، کویت و یمن است. خاورمیانه به خاطر واقع شدن بین سه قارۀ آسیا، اروپا و آفریقا و وجود تنگه های هرمز، بسفر، داردانل، کانال سوئز و خلیج فارس، از موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی و استراتژیک برخوردار است.

رادیکال، تندرو Radical

شخص، مکتب و یا حزبی که معتقد به تغییرات فوری و اساسی در بنیادهای سیاسی و اجتماعی است؛ به ویژه اگر این تغییرات موجب تعدیل اوضاع اجتماعی و یا بر طرف ساختن مفاسد ناشی از آن ها شمرده شود.

روابط کنسولی Consular Relations

روابط بین یک دولت و اتباع او در کشور دیگر. روابط کنسولی جنبۀ اداری دارد و روابط سیاسی بین دو کشور برقرار نمی کند. رضایت به برقراری روابط دیپلماتیک بین دو دولت، متضمن رضایت به استقرار روابط کنسولی نیز هست، مگر آن که به صورت دیگری مقرر شود. قطع روابط دیپلماتیک به خودی خود، موجب قطع روابط کنسولی نمی شود. روابط کنسولی اساساً از دوران جنگ های صلیبی ایجاد شده و برخی نیز عقیده دارند که این روابط از زمان ظهور اسلام به وجود آمده است.

کنسولگری Consulate

واحد اداری که یک دولت برای حفظ حقوق و منافع اتباع خود در مراکز تجارتی و بنادر یک دولت دیگر دایر می کند. کنسول ها با مقامات محلی سر و کار دارند و در امور سیاسی که از وظایف سفارت خانه است دخالت ندارند. محل کنسولگری یا سرکنسولگری و شخص کنسول یا سر کنسول از مصونیت و حقوق برون مرزی برخوردار هستند.

گروه فشار، گروه تحمیل Pressure Group

1. گروهی از افراد که دارای هدف یا قصد و غرض مشترک باشند و بکوشند تصمیمات خود را از هر راهی که در اختیار داشتند، به ویژه از طریق دسترسی به مقامات حکومت اجرا کنند.
2. سازمان هایی که بدون توجه به اصل تنها به خاطر نفع خود مبارزه می کنند. گروه فشار، نوعی گروع ذی نفع است. گروه های فشار معمولاً مقامات حکومتی یا بخشی از آن ها را با اتخاذ تدابیر گوناگون زیر فشار قرار می دهند. این گروه ها خواهان کسب قدرت نیستند، ولی قدرت را به هر طرفی که خود بخواهند می کشانند.

مجلس سنا Senate Assembly

مجلس مرکب از نمایندگان شاه و ملت در کشورهای سلطنتی و یا نمایندگان طبقات حاکمه و مردم در کشورهای جمهوری. امروزه در کشورهایی که در قانون اساسی آن ها بیش از یک مجلس مقننه پیش بینی شده، یکی از آن ها مجلس سنا است که به طور کلی جنبۀ محافظه کارانه دارد. به عضو مجلس سنا، سناتور اطلاق می شود که معمولاً کهنسال است.

مجلس مؤسسان Constituent Assembly

مجمعی که از نمایندگان ملت با انتخابات عمومی تشکیل و مأمور تهیه قانون اساسی و یا تغییر برخی از اصول آن می شود.

مدرنسیم، نوگرایی Modernism

تلاش در جهت هماهنگ ساختن نهادهای سنتی با پیشرفت علوم و تمدن. ژاک برک یکی از محققان فرانسوی گفته است: «نه باید در پی تجدد بی ریشه و اساس بود و نه باید خواستار حفظ اصالتی شد که به درد آینده نخورد». متجدد یا مدرنیست به کسی اطلاق می شود که روح میهن دوستی، بردباری و مدارا، آزادمنشی و آزادی فکر و شهامت و فداکاری در راه افکار و عقاید خود داشته باشد و عواملی از فرهنگ ملی را حفظ نماید.

مشروعیت، حقانیت Legitimacy

مشروعیت عبارت است از این که چه اشخاصی محقند به عنوان نمایندگان قدرت سیاسی عمل کنند، چه چیزی حکومت یا اعمال قدرت یک حکومت را مشروع یا بر حق می سازد و چه چیزی مردم را به مشروعیت یک حکومت معتقد می کند.

نقدینگی Liquidity

داشتن پول نقد به اندازۀ کافی یا توانایی تحقق سریع آن در زمینۀ تعهدات خود. نقدینگی بین المللی عبارت است از پول نقد یا نزدیک به نقد موجود دولت ها برای تأمین بدهی هایشان به یکدیگر.

نیهلیسم، هیچ گرایی، پوچ انگاری Nihilism

این واژه از «نیهیلی» لاتین به معنی هیچ گرفته شده و معمولاً برای توصیف مذهب نفی مطلق است که هدف پیرامون آن، از بین بردن سازمان های اجتماعی و مخالفت با هر گونه ارزش های رده بندی شده، عقیده و علاقه و رسم و قاعده و اصول علمی و فلسفی و اخلاقی و مذهبی است. در طول سلطنت تزار الکساندر دوم (1881 – 1855 م.)، نیهیلیسم تبدیل به یک جنبش سیاسی و فلسفی گردید که بر اساس آن کل سلطه و اقتدار و انواع قدرت و اختیار دولت، کلیسا و خانواده مردود شمرده می شد. گرچه در اصل نیهیلیست ها از خشنونت به دور بودند، ولی بخشی از آن ها به صورت یک سازمان آنارشیستی و تروریستی در آمدند که برای پیشبرد اهداف خود به ترور و خشونت متوسل شدند. تروریست های نیهیلیست، سرانجام در سال 1881 موفق به کشتن تزار شدند که قصد داشت با یک سلسله اصلاحات دولتی مهم، آنان را با خود همراه سازد.

وضع موجود Status Quo

اصطلاحی که از سوی تحلیل گران سیاسی برای توصیف سیاست خارجی کشورها در مورد حفظ وضع موجود «توزیع قدرت» در جهان به کار می رود و از اصطلاح دیپلماتیک «status quo/ante bellum » به معنی حالت پیش از جنگ گرفته شده است.

هفت خواهران Seven sisters

کارتل بین المللی نفت، مرکب از پنج شرکت آمریکایی «اکسون، تگزاکو، موبیل، استاندارد اویل کالیفرنیا، گلف» و بریتیش پترولیوم، «انگلیس» و رویال داچ شل «انگلیسی – هلندی» که بیش از 51 درصد بازار نفت آمریکا، 60 درصد بازار نفت اروپا و 55 درصد بازار جهانی نفت را در اختیار خود دارند.

یانکی، آمریکایی yankee

در اصل به بومی نیوانگلند و در ضمن جنگ داخلی آمریکا به هر شمالی گفته می شد. ولی اغلب این کلمه، به ویژه در جریان جنگ های بین المللی و جنگ ویتنام به آمریکاییان اطلاق شده است



:: موضوعات مرتبط: لغات سیاسی



نوشته شده توسط محمدرضا در ساعت 18:31
 

یکشنبه ششم اسفند 1391

 
 


اصول‌ سیاست‌ در سیرة‌ علی(ع):

‌1. صدق‌ محوری‌
راستگویی‌ و درستگویی، یک‌ ارزش‌ اخلاقی‌ است‌ که‌ هیچ‌ گروهی‌ در اصالت‌ آن‌ تشکیک‌ نمی‌کند و راستگویی‌ از یک‌ سیاستمدار، مطلوب‌تر از هر چیزی‌ است.
سیاست‌ علی(ع) را از دوران‌ جوانی‌ تا لحظة‌ شهادت، صدق‌ و صفا و درستگویی‌ و درست‌ گفتاری‌ تشکیل‌ می‌داد، و او لقب‌ «صدیق‌ اکبر» را از پیامبر(ص) دریافت‌ کرده‌ بود. پیامبر فرمود:
«علی‌بن‌ ابی‌طالب(ع) نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، و نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ در روز رستاخیز با من‌ دست‌ می‌دهد و او «صدیق‌ اکبر» است‌ و فاروق‌ امت، حق‌ و باطل‌ را از هم‌ جدا می‌سازد.»
امام‌ این‌ اصل‌ را از نخستین‌ دوران‌ حیات‌ سیاسی‌ خود تا لحظة‌ شهادت‌ رعایت‌ می‌کرد و گاهی‌ به‌ قیمت‌ راستگویی، خلافت‌ ظاهری‌ را با مشکل‌ روبه‌رو می‌ساخت.
کافی‌ است‌ که‌ بدانیم‌ پس‌ از مرگ‌ خلیفة‌ دوم، شورای‌ شش‌ نفری‌ که‌ اعضای‌ آن‌ را خلیفة‌ سابق‌ تعیین‌ کرده‌ بود، برای‌ تعیین‌ جانشین‌ تشکیل‌ شد که‌ اعضای‌ آن‌ عبارت‌ بودند از: علی‌بن‌ ابی‌طالب(ع)؛ عثمان‌بن‌ عفان؛ عبدالرحمن‌بن‌ عفان؛ سعدبن‌ ابی‌وقاص؛ زبیربن‌ عوام؛ طلحة‌بن‌ عبیدا.
طلحه‌ به‌ نفع‌ عثمان، زبیر به‌ نفع‌ علی(ع) و سعد وقاص، به‌ نفع‌ عبدالرحمن‌ کنار رفتند و سرانجام‌ از اعضای‌ شورا سه‌ تن‌ باقی‌ ماندند که‌ هر کدام‌ دارای‌ دو رأی‌ بودند و پیروزی‌ از آن‌ کسی‌ بود که‌ یکی‌ از آن‌ سه‌ نفر، به‌ او تمایل‌ نشان‌ دهد. در این‌ هنگام‌ عبدالرحمن‌ رو به‌ علی(ع) و عثمان‌ کرد و گفت: کدام‌ یک‌ از شما حاضر است‌ حق‌ خود را به‌ دیگری‌ واگذار کند و به‌ نفع‌ او کنار رود؟ هر دو سکوت‌ کردند و چیزی‌ نگفتند. عبدالرحمن‌ ادامه‌ داد: شما را گواه‌ می‌گیرم‌ که‌ من‌ خود از صحنة‌ خلافت‌ بیرون‌ می‌روم‌ تا یکی‌ از شما را برگزینم. پس‌ رو به‌ علی(ع) کرد و گفت: با تو بیعت‌ می‌کنم‌ که‌ بر کتاب‌ خدا و سنت‌ پیامبر(ص) عمل‌ کنی‌ و از روش‌ شیخین‌ پیروی‌ نمایی. علی(ع) آخرین‌ شرط‌ او را نپذیرفت‌ و گفت: من‌ بیعت‌ تو را می‌پذیرم، مشروط‌ بر اینکه‌ به‌ کتاب‌ خدا و سنت‌ پیامبر(ص) و طبق‌ اجتهاد و آگاهی‌ خود عمل‌ کنم.
چون‌ عبدالرحمن‌ از علی(ع) جواب‌ منفی‌ شنید، در خطاب‌ به‌ عثمان‌ همان‌ سخن‌ را تکرار کرد. عثمان‌ فوراً‌ گفت: آری، یعنی‌ پذیرفتم‌ و خلافت‌ به‌ نام‌ عثمان‌ تمام‌ شد.
در اینجا کافی‌ بود علی(ع) به‌ صورت‌ صوری، شرط‌ یاد شده‌ را بپذیرد ولی‌ سپس‌ زیر پا نهد، همچنان‌ که‌ عثمان‌ چنین‌ کرد او هرگز به‌ سیرة‌ شیخین‌ رفتار ننمود و خویشاوندان‌ خود را بر مسلمانان‌ مسلط‌ کرد.
بگذاریم‌ از اینکه‌ این‌ شرط‌ کاملاً‌ بی‌ارزش‌ بود و به‌ قول‌ یک‌ عالم‌ سنی، یعنی‌ حسن‌ فرحان‌ مالکی سیرة‌ شیخین‌ اگر مطابق‌ کتاب‌ و سنت‌ است‌ طبعاً‌ شرط‌ زاید خواهد بود و در غیر این‌ صورت‌ بی‌ارزش‌ است‌ ولی‌ در عین‌ حال‌ امام‌ به‌ قدری‌ به‌ گفتار خود پایبند بود که‌ حتی‌ در این‌ مورد نیز برخلاف‌ ارزش‌ (صدق‌ و درستکاری) گام‌ برنداشت؛

‌2. قانون‌ محوری‌
قانون‌ محوری‌ اساس‌ سیاست‌ کشور را تشکیل‌ می‌دهد. زیرا نظم‌ در جامعه‌ در سایة‌ ایمان‌ به‌ قانون‌ و عمل‌ به‌ آن‌ پدید می‌آید و اگر پاسدار قانون، خود قانون‌شکنی‌ کند، قانون‌شکنی‌ برای‌ همگان‌ آسان‌ می‌گردد. رجال‌ آسمانی، قوانین‌ الهی‌ را بی‌پروا و بدون‌ واهمه‌ اجرا می‌کردند و هرگز عواطف‌ انسانی‌ یا پیوند خویشاوندی‌ و منافع‌ زودگذر مادی، آنان‌ را تحت‌ تأثیر قرار نمی‌داد. پیامبر گرامی(ص)، خود پیشگامترین‌ فرد در اجرای‌ قوانین‌ اسلامی‌ بود و مصداق‌ بارز آیة‌ «وَ‌ لایَخافُونَ‌ فِی‌ ا لَومَةَ‌ لاِئَمٍ» (مائده‌ / 54) به‌ شمار می‌رفت. جملة‌ کوتاه‌ او دربارة‌ فاطمة‌ مخزومی، زن‌ سرشناس‌ که‌ دست‌ به‌ دزدی‌ زده‌ بود، روشنگر راه‌ و روش‌ او در «قانون‌ محوری» است. فاطمة‌ مخزومی، زن‌ سرشناسی‌ بود که‌ دزدی‌ او نزد پیامبر اکرم(ع) ثابت‌ گردید و قرار شد که‌ حکم‌ دادگاه‌ دربارة‌ او اجرا شود. گروهی‌ به‌ عنوان‌ «شفیع» و به‌ منظور جلوگیری‌ از اجرای‌ قانون، پادرمیانی‌ کردند و سرانجام‌ اُسامة‌بن‌ زید را نزد پیامبر(ص) فرستادند تا آن‌ حضرت‌ را از بریدن‌ دست‌ این‌ زن‌ سرشناس‌ باز دارد. رسول‌ اکرم(ص) از این‌ وساطت‌ ناراحت‌ شد و فرمود:
بدبختی‌ امت‌های‌ پیشین‌ در این‌ بود که‌ اگر فرد بلند پایه‌ای‌ از آنان‌ دزدی‌ می‌کرد. او را می‌بخشیدند و دزدی‌ او را نادیده‌ می‌گرفتند. ولی‌ اگر فرد گمنامی‌ دزدی‌ می‌کرد فوراً‌ حکم‌ خدا را دربارة‌ او اجرا می‌کردند. به‌ خدا سوگند اگر دخترم‌ فاطمه‌ نیز چنین‌ کاری‌ کند حکم‌ خدا را دربارة‌ او اجرا می‌کنم‌ و در برابر قانون‌ خدا، فاطمة‌ مخزومی‌ با فاطمة‌ محمدی‌ یکسان‌ است.
امیرمؤ‌منان(ع) شاگرد ممتاز مکتب‌ پیامبر(ص) است. در طول‌ زمامداری‌ خود یک‌ لحظه‌ از قانون‌گرایی‌ کنار نرفت. یکسان‌نگری‌ او به‌ قانون، زبان‌ زد همگان‌ بود:
الف) «نجاشی» یکی‌ از سرایندگان‌ و شعرای‌ به‌ نام‌ عصر امام(ع) بود و پیوسته‌ با شعر خود علی(ع) را یاری‌ می‌کرد و به‌ سرودهای‌ شامیان‌ در انتقاد از علی(ع) پاسخ‌ می‌گفت: حماسه‌های‌ او در پیشرفت‌ سپاه‌ امام‌ مؤ‌ثر بود، ولی‌ متأسفانه‌ روزی‌ آلوده‌ به‌ گناه‌ شد و لب‌ به‌ شراب‌ زد و گناه‌ او پیش‌ علی(ع) ثابت‌ شد. علی‌ بدون‌ اینکه‌ مقام‌ و موقعیت‌ او را در نظر گیرد حد‌ شراب‌ بر او جاری‌ ساخت.
اجرای‌ حد بر قبیلة‌ شاعر، گران‌ آمد و یکی‌ از بزرگان‌ آنان‌ به‌ نام‌ طارق‌ بر علی(ع) وارد شد و چنین‌ گفت: علی! با اجرای‌ حد بر شاعر قبیلة‌ ما، نجاشی، سینة‌ ما را مجروح‌ ساختی‌ و تفرقه‌ در میان‌ ما پدید آوردی. ما را بر پیمودن‌ راهی‌ وادار کردی‌ که‌ می‌دانیم‌ پایان‌ آن‌ آتش‌ است‌ (یعنی‌ جدایی‌ از تو و پیوستن‌ به‌ معاویه). امیر مؤ‌منان(ع) در پاسخ‌ او، مسأله‌ قانون‌گرایی‌ را یادآور شد و چنین‌ گفت:
«و اًنها لکبیرة‌ اً‌لا‌ علی‌ الخاشعین، یا أخابنی‌ نهد، و هل‌ هواً‌لا‌ رجل‌ من‌ المسلمین‌ انتهکَ‌ حرمةَ‌ من‌ حرم‌ الله‌ فأقمنا علیه‌ حد‌ اکان‌ کفارته، اًن‌ ا تعالی‌ یقول: «لا یَجرِمنکم‌ شَنئان‌ قَوم‌ عَلی‌ ألا‌ تَعدِلُوا اً‌عدِلوا هُوَ‌ أقرَبُ‌ لِلتَّقوی؛ اجرای‌ حدود الهی‌ بر غیر خاشعان‌ و خاضعان‌ سنگین‌ است،ای‌ برادر بنی‌نهد نجاشی‌ فردی‌ است‌ از مسلمانان‌ که‌ پردة‌ حرمت‌ها پاره‌ کرد، حد را بر او اجرا کردیم‌ که‌ شاید کفارة‌ گناهان‌ او باشد، و قرآن‌ به‌ ما می‌گوید: دشمنی‌ گروهی‌ نباید سبب‌ شود که‌ عدالت‌ نکنید عدالت‌ کنید، آن‌ به‌ تقوا نزدیک‌تر است.»
ب) فیروز ایرانی‌ به‌ نام‌ «ابولؤ‌لؤ»، برده‌ «مغیرة‌بن‌ شعبه» بود و ناچار بود هم‌ هزینة‌ زندگی‌ خویش‌ را فراهم‌ سازد و هم‌ روزی‌ دو درهم‌ به‌ مغیره‌ بپردازد. روزی‌ او چشمش‌ به‌ عمربن‌ خطاب‌ افتاد، از او دادخواهی‌ کرد و گفت: مغیره، مقرری‌ کمرشکنی‌ برای‌ من‌ تحمیل‌ کرده‌است. خلیفه‌ که‌ از کارآیی‌ او آگاه‌ بود پرسید: به‌ چه‌ کار آشنا هستی؟ گفت: به‌ نجاری‌ و نقاشی‌ و آهنگری. خلیفه‌ با کمال‌ بی‌اعتنایی‌ گفت: در برابر این‌ کاردانی‌ها این‌ مقرری‌ زیاد نیست. وانگهی‌ شنیده‌ام‌ که‌ تو می‌توانی‌ آسیابی‌ بسازی‌ که‌ با باد کار کند. آیا می‌توانی‌ چنین‌ آسیابی‌ برای‌ من‌ بسازی؟
فیروز که‌ از سخنان‌ خلیفه‌ بسیار ناراحت‌ شده‌ بود، تلویحاً‌ او را به‌ قتل‌ تهدید کرد و در پاسخ‌ وی‌ گفت: آسیابی‌ برای‌ تو می‌سازم‌ که‌ در شرق‌ و غرب‌ نظیری‌ نداشته‌ باشد. خلیفه‌ از جسارت‌ کارگر ایرانی‌ ناراحت‌ شد و به‌ کسی‌ که‌ همراه‌ او بود گفت: این‌ غلام‌ ایرانی، مرا به‌ قتل‌ تهدید کرد.
سرانجام‌ خلیفه‌ به‌ دست‌ این‌ کارگر ایرانی‌ از پای‌ درآمد. جای‌ گفتگو نیست‌ که‌ موضوع‌ قتل‌ خلیفه‌ باید از طریق‌ دستگاه‌ قضایی‌ اسلام‌ تحت‌ تعقیب‌ قرار گیرد و قاتل‌ و محرک‌ - اگر محرکی‌ داشته‌ باشد - محاکمه‌ شوند. اما متأسفانه‌ فرزند خلیفه‌ به‌نام‌ «عبیدا»، دو فرد بی‌گناه‌ را به‌نام‌های‌ «هرمزگان» و «جفینه» دختر ابولؤ‌لؤ‌ به‌ اتهام‌ اینکه‌ در قتل‌ پدر او دست‌ داشته‌اند، کشت‌ و اگر برخی‌ از یاران‌ پیامبر(ص) مانع‌ نمی‌شدند او می‌خواست‌ تمام‌ اسیرانی‌ را که‌ در مدینه‌ بودند از دم‌ تیغ‌ بگذراند.
جنایت‌ «عبیدا» موجی‌از اعتراض‌برانگیخت‌ و همگان‌ از عثمان‌ خواستند که‌ قصاص‌ شود و بیش‌ از همه، امیر مؤ‌منان(ع) بر این‌ قصاص‌ اصرار می‌ورزید. او به‌ عثمان‌ چنین‌ گفت: «انتقام‌ کشتگان‌ بی‌گناه‌ را از عُبیدا بگیرد.» اما عثمان‌ در اجرای‌ حد کوتاهی‌ می‌ورزید. وقتی‌ امام(ع) از تصمیم‌ خلیفه‌ مأیوس‌ شد خطاب‌ به‌ عبیدا فرمود: «اگر روزی‌ بر تو دست‌ یابم‌ تو را به‌ قصاص‌ قتل‌ هرمزگان‌ می‌کشم.»
هنگامی‌ که‌ امام(ع) زمام‌ امور را به‌ دست‌ گرفت، عبیدا در کوفه‌ بود. او از ترس‌ اجرای‌ حد، به‌ شام‌ گریخت‌ و امام‌ فرمود اگر امروز فرار کردی، روزی‌ به‌ دام‌ خواهی‌ افتاد. چیزی‌ نگذشت‌ که‌ در نبرد صفین‌ به‌ دست‌ علی(ع) یا مالک‌ اشتر کشته‌ شد.

‌‌3. انتقادپذیری
والی، هر چه‌ هم‌ از صمیم‌ دل‌ و از طریق‌ اخلاص‌ به‌ حل‌ و فصل‌ امور بپردازد، بالاخره‌ از آنجا که‌ بشر محدود است‌ دچار اشتباه‌ خواهد بود و اگر عظمت‌ و موقعیت‌ والی‌ مانع‌ از انتقاد و بیان‌ اشتباهات‌ او گردد، مسلماً‌ چرخ‌ اصلاحات‌ به‌ کندی‌ پیش‌ برود و چه‌ بسا آگاهی‌ مردم‌ از اشتباهات‌ و ناتوانی‌ از بیان، عقده‌های‌ روحی‌ پدید آورد. از این‌ جهت‌ امام‌ در یکی‌ از سخنان‌ خود یادآور می‌شود که‌ نباید زمامدارِ‌ مسلمانان‌ را فوق‌ انتقاد انگاشت، بلکه‌ باید در مواردی‌ او را به‌ خطایش‌ آگاه‌ ساخت. حضرت(ع) می‌گوید:
«فَ‌لا تَکُفُّوا عَن‌ مَقالَةٍ‌ بِحَق، اَو‌ مَشُورَةٍ‌ بِعَدلٍ، فَاِنی‌ لَستُ‌ فی‌ نَفسی‌ بَفوقِ‌ اَن‌ اُخِطیءَ، ولا آمَنُ‌ ذلِکَ‌ مِن‌ فِعلی‌ اِ‌لا‌ ان‌ یَکفِیَ‌ اللهُ‌ مِن‌ نَفسی‌ ما هُوَ‌ اَملَکُ‌ بِهِ‌ مِنی...؛ از گفتن‌ حق‌ یا رأی‌ زدن‌ در عدالت‌ باز نایستید که‌ من‌ نه‌ برتر از آنم‌ که‌ خطا کنم‌ و نه‌ در کار خویش‌ از خطا ایمنم، مگر اینکه‌ خدا مرا در کار نفس‌ کفایت‌ کند که‌ او از من‌ بر آن‌ تواناتر است.»
مسلماً‌ امام(ع) به‌ حکم‌ آیة‌ تطهیر، از هر لغزشی‌ مصون‌ و معصوم‌ است‌ ولی‌ در عین‌ حال‌ در اینجا به‌ خطاپذیری‌ خود اشاره‌ می‌کند. اکنون‌ باید دید چگونه‌ می‌توان‌ این‌ دو را با هم‌ جمع‌ کرد.
خطاپذیری‌ امام‌ مربوط‌ به‌ وجود امکانی‌ او است‌ و هر ممکن‌ بالذات‌ خطاپذیر است.
ولی‌ مانع‌ از آن‌ نیست‌ که‌ در پرتو عنایات‌ الهی‌ از هر لغزشی‌ مصون‌ باشد و اتفاقاً‌ امام‌ در سخن‌ گذشته‌ خود به‌ این‌ نکته‌ اشارت‌ دارد و آن‌گاه‌ که‌ خطاپذیری‌ خود را یادآور می‌شود، یک‌ حالت‌ را استثنا می‌کند و آن‌ اینکه: «الا أن‌ یکفی‌ الله‌ من‌ نفسی‌ ماهو أملک‌ به‌ منی.»
گذشته‌ بر این، هدف‌ امام(ع) از این‌ سخن‌ یک‌ نوع‌ فتح‌ مجال‌ برای‌ مسلمانان‌ در طول‌ زمان‌ است‌ که‌ افکار و اندیشه‌های‌ خود را دربارة‌ سیاست‌های‌ زمامداران‌ بازگو کنند تا عقدة‌ روحی‌ پدید نیاید و مسلماً‌ این‌ نوع‌ عقده‌گشایی‌ با یک‌ رشته‌ آثار سازنده‌ همراه‌ است.
و به‌ تعبیر دیگر: این‌ نوع‌ پیام‌ها جنبه‌های‌ تعلیمی‌ و تربیتی‌ دارد.
امام‌ در این‌ سخن، از سیرة‌ عملی‌ پیامبر(ص) پیروی‌ کرده‌است، چه‌ عظمت‌ پیامبر(ص) مانع‌ از آن‌ نبود که‌ انتقادپذیر باشد، هر چند انتقاد آنان‌ با پاسخ‌ قطعی‌ پیامبر(ص) همراه‌ بود.
روزی‌ که‌ ابراهیم‌ فرزند پیامبر(ص) درگذشت، پیامبر(ص) بر او اشک‌ ریخت‌ و گریه‌ کرد.
عبدالرحمن‌بن‌ عوف‌ به‌ انتقاد از کردار پیامبر(ص) پرداخت‌ و گفت: شما ما را از گریه‌ نهی‌ کردی‌ و چگونه‌ بر فراق‌ فرزندت‌ گریه‌ می‌کنی، پیامبر(ص) به‌ هدایت‌ او پرداخت‌ و گفت: من‌ از چنین‌ گریه‌ که‌ از عشق‌ و عاطفة‌ انسانی‌ برخیزد نهی‌ نکردم. گریة‌ من‌ رحمت‌ است‌ و آن‌ کسی‌ که‌ رحم‌ نکند مورد مرحمت‌ قرار نگیرد.
آزادی‌ واقعی‌ همان‌ است‌ که‌ امام(ع) در حکومت‌ خود پدید آورد و از مردم‌ خواست‌ که‌ دربارة‌ او انتقاد کنند. در سایة‌ همین‌ انتقادپذیری، یکی‌ از ابتکارات‌ امام‌ «تأسیسِ‌ خانة‌ عدالت‌ خواهی» بود که‌ امروز از آن‌ به‌ «دیوان‌ عدالت‌داری» تعبیر می‌کنند. او خانه‌ای‌ را معین‌ کرد که‌ مردم‌ شکایت‌ خود را از نظام‌ و غیره‌ به‌ آنجا ببرند تا امام‌ از نزدیک‌ با درد مردم‌ آشنا شود.
مسلماً‌ در این‌ نامه‌ها علاوه‌ بر انتقاد از کارگزاران، نکتة‌ دیگری‌ بود که‌ مردم‌ نیازهای‌ خود را نیز از طریق‌ نامه‌ به‌ امام‌ برسانند و چه‌ بسا سخن‌ گفتن‌ رو در رو، مایة‌ کوچکی‌ افراد شود و امام، بدین‌ نکته‌ چنین‌ اشاره‌ می‌کنند: «من‌ کانت‌ له‌ الی‌ منکم‌ حاجة‌ فلیرفعها فی‌ کتاب‌ لاصون‌ وجوهکم‌ فی‌ المسألة؛ هر کس‌ نیازی‌ به‌ من‌ دارد در نامه‌ای‌ بنویسد تا آبرو را از این‌ طریق‌ حفظ‌ کنند.»
ابو هلال‌ عسکری‌ در تأسیس‌ چنین‌ خانه‌ای، امام‌ را پیشگام‌ می‌شمارد و می‌گوید حتی‌ برخی‌ دشمنان‌ که‌ منافع‌ آنان‌ به‌ خطر افتاده‌ بود در نامه‌هایی‌ فحش‌ می‌نوشتند و به‌ آن‌ خانه‌ می‌افکندند؛



:: موضوعات مرتبط: امام علی[ع]ومبانی حکومت اسلامی



نوشته شده توسط محمدرضا در ساعت 19:50
 

یکشنبه ششم اسفند 1391

 
 
لغت سیاسی ومعادل ان

economic balance

موازنه اقتصادی

economic gravity

وخامت اوضاع اقتصادی

economic viability

توجیه اقتصادی

effigy

آدمک

egoism

خود محور

election defeat

شکست انتخاباتی

eliminate

از بین بردن

embezzlement

اختلاس

Eminant

ذاتی

Eminent

برجسته

emptiness

پوچی

enforce

به اجرا گذاشتن

enhance

زیاد کردن، بالا بردن

enjoyed by

بهره مند از

entrust

واگذار کردن

envoy

فرستاده

equity

تبرئه کردن

era

دوران

eradicate

برچیدن

erupt

فوران کردن

ethnic

قومی، بومی

Euphrates

فرات

evacuation

تخلیه

executive council

شورای اجرایی

exercise own right

استفاده از حق خود

exercise vigilance

هشیار بودن

exotic

عجیب و غریب

Expediency Council

شورای تشخیص مصلحت

expeditionary

اعزامی

expel

بیرون راندن

express concern

اظهار نگرانی

express satisfaction

اظهار رضایت

extremist

افراط گرا

fabric

پارچه

faction

گروهها یا فرقه های سیاسی

fair trail

محاکمه منصفانه

felling of guilt

احساس گناه

fend for oneself

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

finance mechanism

ساختاره اعتبار مالی

firmly

قاطعانه

foil coup

کودتای نافرجام

forum

تریبون

freedom movement

جنبش آزادی

fringe

گرایش

frustrated

ناکام، ناامید

-fuge

گریز، فرار

fugitive

فراری

Full implementation of resolution

اجرای کامل قطعنامه

fume treatment plant

تصفیه خانه پالایش گاز

futility

بیهودگی، بیچارگی

 




:: موضوعات مرتبط: لغات سیاسی باترجمه انگلیسی
ادامه ی مطلب ...



نوشته شده توسط محمدرضا در ساعت 19:45
 

یکشنبه ششم اسفند 1391

 
 
اصطلاحات سیاسی
اصطلاحات سياسي

تربيت سياسيPolitical Education (instruction): آماده کردن فرد براي مشارکت فعال در زندگي سياسي و پذيرفتن مسئوليت در جامعه، آشنا کردن شخص با حقوق فردي و اجتماعي، نظام ها و فلسفه ها و انديشه هاي سياسي، نقش سياست در زندگي اجتماعي، مسايل سياسي روز موقعيت و پايگاهش در کشور و صحنه ي بين المللي. تربيت درست سياسي هم موجب سعادت و همبستگي ملي و هم تفاهم بين المللي مي شود.

آزادي مثبت Positive freedom

1- آزادي براي انجام کار نيک که جوهر سنت فلسفي ايده آليسم يا آرمان گرايي است. 
2- از ميان برداشتن اجبار و انجام هر کاري را به اختيار انسان گذاشتن به خودي خود،کمک براي آزادي نيست. آرمان آزادي واقعي آن است که بيشترين امکان براي تمام اعضاي جامعه، مسئوليت برابر تامين گردد تا خود را به کمال برسانند.

نظام چند حزبي multiparty system

نظام سياسي که درآن، تعداد زيادي از احزاب سياسي مشترکا براي به دست گرفتن حکومت اقدام مي کند و وقتي حزبي پيروز شد، مي کوشد تا به کمک چند حزب ديگر و با رعايت نظر آن ها، اکثريت لازم را کسب و نقشه هاي خود را عملي کند، مثل وضعي که در ايتاليا وجود دارد. نظام سياسي با حزب مسلط نيز معمولا در نظام هاي سياسي چند حزب پيش مي آيد که چندين حزب در کشور فعاليت مي کنند؛ اما اغلب اين احزاب، کوچک و کم عضو اند و در برابر اين احزاب کوچک، يک حزب بزرگ وجود دارد که به تنهايي قادر است اکثريت نسبي آرا را در کشور کسب کرده و زمام امور را به دست گيرد، مثل وضع حزب کنگره در هند.

 

چند فرهنگ گرايي؛ سياست چند فرهنگي؛ آيين تعدد فرهنگ ها:

اين واژه بيانگر تلاش هايي است که در بسيار از کشورها براي خاتمه دادن به اختلافات بين فرهنگ اکثريت و فرهنگ هاي متنوع متمايز گروه هاي اقليت صورت مي گيرد. بر اساس سياست چند فرهنگي، فرهنگ هاي گوناگون مثل نقش و نگارهاي موزاييکي در کنار هم قرار مي گيرند به نحوي که هيچ اقليتي مجبور نيست عناصر فرهنگي خود را کنار بگذارد يا از ياد ببرد.

سرمايه داري انحصاري Monopoly Capitalism 
تمرکز سرمايه هاي بزرگ، از بين رفتن رقابت آزاد و طرد يا نابودي واحدهاي کوچک صنعتي و توليدي به وسيله ي واحدهاي بزرگ، موجب تبديل سرمايه داري توأم با رقابت آزاد به سرمايه داري انحصاري مي شود که وجه مشخصه ي امپرياليزم است.

اراده ي عمومي؛ خواست همگاني General will

واژه اي که روسو براي تميز اراده ي عامه(اراده ي جامعه از جنبه ي سياسي) از اراده ي اکثريت، فرد، چندفرد و يا يک طبقه بر اين و يا آن مورد، به کار برد. به نظر ژان ژاک روسو، براي اين که دولت خصيصه ي اساسي خود يعني خصيصه ي اخلاقي را حفظ نمايد، بايد متکي بر اراده ي عمومي، يعني بر رضايت افرادي باشد که بر آن ها حکومت مي کند. اراده ي عمومي، غير قابل تقسيم و غير قابل انتقال و مطلق و خطا ناپذير است.

قوم مداري؛ قوم پرستي؛ خود مرکزي قومي Ethnocentrism

قوم خود را مرکز جهان دانستن يا هنجار هاي فرهنگ جامعه ي خود را مطلق و بي چون و چرا پنداشتن و به جوامع ديگر که هنجارهاي متفاوتي دارند، با تحقير نگريستن. قوم مداري يا خود مرکزي قومي باعث ايجاد عقايد قالبي، عدم تفاهم و کشمکش بين جوامع مي شود. اين واژه را ويليام گراهام سامنر(1910- 1840) جامعه شناس امريکايي وارد فرهنگ اجتماعي کرد و از نظر او ديدگاهي است که بر اساس آن، گروه خودي، محور و مرکز همه چيز است و همه چيز با توجه بدان مورد ارزيابي و سنجش قرار مي گيرد.

خاورميانه ي جديد New middle east

انديشه اي که در سال 1993 توسط"پرز" وزير امور خارجه ي اسراييل و در کتابي به همين نام مطرح شد. اهداف طرح خاورميانه ي جديد را مي توان به شرح زير خلاصه کرد: تفوق اسراييل بر جهان عرب به عنوان رژيمي که از قدرت برتر اقتصادي و نظامي در برابر اعراب برخوردار است و تحميل سلطه ي اقتصادي و امنيتي بر دنياي اسلام، نقش اسراييل به عنوان پل عبور شرکت هاي انتفاعي امريکايي و اروپايي به سراسر دنياي اسلام؛ تضمين سلطه ي ايالات متحده ي امريکا بر تمام گذرگاه هاي واقع در خليج فارس تا درياي مديترانه و اقيا نوس هند و در ياي سيال؛ تغيير دادن فرهنگ و عقايد اعراب در جهت به رسميت شناختن موجوديت اسراييل؛ ايجاد گروه بندي هاي جديد در برابر گروه بندي هاي عربي؛ ايجاد تغيير در عهد نامه هاي منطقه و عقد قرار داده هاي دو جانبه ي تازه بين کشور هاي عربي و اسراييل.

رجاله سالاري؛ حکومت فرومايگان؛ غوغا سالاري monocracy
 
حکومتي که غالبا در خلال بحران ها، شورش ها و تحولات به طور موقت تشکيل مي شود و اداره ي امور جامعه به دست مردم جاهل ، حقير و بي اطلاع مي افتد. مردمي که نه تابع عقل و خرد، بلکه دست خوش احساسات هستند و در نهايت درجه ي تلقين پذيري قرار دارند و براي رسيدن به هدف خود خشونت مي ورزند. در دوران حکومت جاهلان و مردم بي سر و پا، اشخاص شايسته و کاردان از فعاليت هاي سياسي و اجتماعي دور مي شوند. يکي از شا عران عرب جاهلي به نام افوه شعري بدين مضمون سروده است: "مردم صلاح نپذيرنده که در حرج و مرج باشند و يا سرور و راه نمايي نداشته باشند، و سرور راه نمايي در ميان نخواهد بود اگر جاهلان سرور يابند". گاهي نيز در اثر شکست نيروهاي انقلابي و موفقيت ارتجاع و ضعيف شدن اقشار مترقي جامعه، شرايط مساعدي براي يکه تازي اشخاص بي شخصيت به وجود مي آيد که در راس امور قرار مي گيرند و در سير حوادث و تاريخ تاثير مي گذارند. از آن جا که فرو مايگان نمي توانند رجال بزرگ به تاريخ عرضه کنند، به اشخاص مکار، عوام فريب و يا بي رحم متوسل مي شوند که قادر اند براي مدتي به منافع آن ها خدمت کنند.

آپوليتيسم؛ سياست گريزي؛ بي طرفي در سياست

واژه ي فرانسوي به معناي لاقيدي نسبت به سياست و مسايل اجتماعي و ميهني، خودداري از شرکت در جريانات سياسي و امتناع از اتخاذ مشي روشن سياسي. بي طرفي نسبت به امور سياسي از عدم آموزش و آگاهي سياسي ناشي مي شود. ادعاي بي طرفي درسياست، ادعايي است ضد ميهن دوستي. زيرا ميهن دوستي از دخالت فعال درسياست جدا نيست. ميهن دوست، طرف و هدف دارد و نمي تواند نسبت به جريانات سياسي بي طرف بماند و اين طرف و هدف، نجات و سعادت مردم است. در هم آميختن دانش، فرهنگ و اخلاق سياسي با بازيگري هاي سياسي يکي از عوامل سياست گريزي است.

طاق بحران؛ هلال بحران(Arc of crisis)

برژينسکي مشاور امنيت ملي حکومت کارتر در سال1979 از يک طاق بحران نام برده است که از شاخ آفريقا و مصر تا هند امتداد دارد. به اعتقاد وي، سرنگوني رژيم محمد رضاشاه، روي کمانه ي شمالي اين طاق بحران، يعني ايران، ترکيه، پاکستان وافغانستان(کشور هايي که بين شوروي سابق منطقه ي اقيانوس هند و خليج فارس قرار گرفته اند) تاثير مي گذارد که خود باعث اتخاذ تصميمات مهم درسياست خارجي امريکا مي گردد: مثل کوشش براي وادار کردن مصر و اسراييل به نزديکي هر چه بيشتر و تقويت پيوند هاي نظامي ميان پاکستان، ترکيه، يمن(شمالي) و ديگر کشور هاي عربي ضد شوروي سابق به منظور توسعه ي الگوي همکاري منطقه اي.

آتلانتيک گرايي(Atlantism)

اصلاح ژئوپوليتيکي که از جنبه ي تاريخي و جغرافيايي به بخش غربي تمدن جهان، از جنبه ي نظامي – راهبردي به کشورهاي عضو سازمان پيمان اتلانتيک شمالي(ناتو) و در درجه ي اول به ايالات متحده ي امريکا، از جنبه ي فرهنگي به شبکه ي خبري و اطلاعاتي امپراتوري ها- رسانه هاي غربي، از جنبه ي اقتصادي- اجتماعي به نظام بازار به عنوان شکل مطلق زندگي اقتصادي گرايش دارد. هدف اتلانتيک گرايان، راه برندگان تمدن غرب و پيروان آن ها در کشورهاي ديگر جهان، قرار دادن نوع بشر تحت کنترول اجتماعي، اقتصادي والگوهاي فرهنگي تمدن غربي است. آن ها سازندگان نظام نوين جهاني شمرده مي شوند که در آن، يک اقليت ثروتمند جمعيت کره ي زمين از همه ي امکانات و مواهب بهره مي برند که به بيليون طلايي golden billion معروف اند.

آتاشه؛ وابسته(Attache)

عنوان وابسته به پايين ترين مقام در اعضاي يک ماموريت ديپلماتيک اطلاق مي گردد. ولي اغلب براي انجام وظايفي خارج از امور ساده ي ديپلماتيک نيز عنوان وابسته داده مي شود. که در اين صورت، وظايف خاص آن ها بعد از عنوان وابسته ذکر مي شود: مثل وابسته ي نظامي، وابسته ي فرهنگي، وابسته ي بازرگاني، وابسته ي مطبوعاتي.

اقتدار طلبي؛ قدرت گرايي؛ استبداد طلبي؛ فرمان پرستي؛ مرجع باوري (Authoritarianism)

1- آيين مبتني بر هواداري از سرسپردگي محض به مرجع اقتدار و مخالفت با آزادي فرد.
2- حکومتي که درآن، آزادي فردي به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت که معمولا در گروه کوچکي از پيشوايان يا متنفذان متمرکز است، قرار گيرد.
3- شيوه اي در اداره و حکومت که به موجب آن، کارها بيشتر از روي دستورات بي چون و چرا وتهديد به مجازات صورت مي گيرد و در آن از مشورت و اقناع افراد اثري نيست.






نوشته شده توسط محمدرضا در ساعت 15:44
 
 

 
 
 


 

 

 

صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.:: Design Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.